• تحلیل علینقی وزیری در بستر گفتمان سنت_تجدد در موسیقی ایرانی

    چکیده

    پژوهش بر روی علینقی وزیری به عنوان یک موسیقیدان کلاسیک، با توجه به میزان تاثیرگذاری اش در حوزه های "نظر" و "عمل" موسیقایی در عصر تجدد، دارای سابقه ای اندک است. مناقشه ها و اختلاف های بنیادین بر سر عملکرد وزیری به عنوان مهمترین، یا دست کم یکی از مهمترین پیشاهنگان "مدرن سازی" موسیقی کلاسیک ایرانی، همواره جامعه ی موسیقی را از رسیدن به تصویری روشن و گویا از این موسیقیدان بازداشته است؛ این در حالی است که در غرب شاهد پژوهش های بسیار گسترده ای بر روی موسیقیدان های مطرح موسیقی کلاسیک از دهه ها پیش بوده ایم؛ پژوهش هایی روشمند و رویکردمحور. واکاوی تغییرات و اتفاقات موسیقایی عصر "تجدد" در بستر تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و هنری با محوریت وزیری به عنوان یک "ستاره" در موسیقی کلاسیک از منظر اتنوموزیکولوژی، می تواند امکان رسیدن به نتایجی متفاوت را نسبت به پژوهش های پراکنده ی گذشته در این حوزه فراهم نموده، و علاوه بر ارائه ی تصویری شفاف از این موسیقیدان، اطلاعات دقیق تری از وضعیت حاکم بر موسیقی و تغییرات و تحولات آن در عصر "تجدد" به دست دهد. در این مقاله، هدف، بررسی تحولات موسیقایی عصر تجدد با محوریت علینقی وزیری، و تحلیل رویکردهای بنیادین گروه های مخالف و موافق "مدرن سازی انقلابی"، در جهت رسیدن به تصویری شفاف از وزیری به مثابه یک جریان پرنفوذ در تاریخ تحولات موسیقی کلاسیک ایرانی است، تا در نهایت بتوانیم روشی ویژه برای بررسی دیگر موسیقیدان های موثر در موسیقی کلاسیک ایرانی را با عنوان یک "ستاره" پیشنهاد دهیم.

     

    در مقالات در این مورد دیدگاه خود را بیان کنید ادامه مطلب...
  • «ماهی‌ها هم تشنه می‌شوند» منتشر می‌شود
    «ماهی‌ها هم تشنه می‌شوند» منتشر می‌شود

     

    ساناز رئوف، شاعر در گفتگو با خبرنگار ادبیات باشگاه خبرنگاران گفت: «ماهی‌ها هم تشنه می‌شوند» عنوان کتابی است که در قالب 50 غزل به نقد عقاید کاذب و نادرست رایج در جامعه می‌پردازد.
     
    وی افزود: از اهداف دیگر نگارش این کتاب، دور کردن برداشت‌های ظاهری از اجتماع بود.
     
    این شاعر اظهار داشت: کتاب «ماهی‌ها هم تشنه می‌شوند» شامل غزل‌هایی است که هر فرد نسبت به اندیشه و زاویه‌ی دید خود از آن‌ها برداشت می‌کند.
     
    رئوف ادامه داد: این کتاب 80 صفحه‌ای در آینده‌ی نزدیک از دریچه‌ی فصل پنجم منتشر می‌شود و به نمایشگاه بین المللی کتاب تهران ارائه می‌شود.
     
    گفتنی است؛ رئوف در گذشته کتابی با عنوان «جای کسی خالی است» را روانه‌ی بازار کتاب کرده است.

    در مقالات در این مورد دیدگاه خود را بیان کنید
  • مصاحبه با نشریه گلچین امروز
    مصاحبه با نشریه گلچین امروز

    متن کامل مصاحبه با نشریه گلچین امروز

    گفتگو : معصومه مهری

    لینک خبر :http://www.masomeh7.blogfa.com/post/18

    چکیده مصاحبه

    صدا ودیعه ای الهی بود که از خانواده ی مادری ام به ارث برده بودم و همواره شنیدن صدای زیبا و صوت دلنشین ، توجه مرا  نا خودآگاه به خود جلب می کرد.

    مدتی است که در حال تمرین و ساخت تصنیف های جدیدی با گروه خودم با نام «قاصدکها» هستم.

    هدف من و تمام هنرمندان متعهد به ذات مقدس هنر، که تمام همکارانم در سرتا سر دنیا را شامل می شود ، اعلام و انتقال پیام های والای اخلاقی و انسانی به تمام ساکنان این کره خاکی است .هنر موسیقی، زبانی ست که بدون واسطه و ترجمه به شنونده منتقل می شود.

    در راه خانه بودم که گوشی همراهم زنگ خورد و پشت خط من کسی نبود جز دکتر علی پیرهانی ،مردبیست و یک زبانه ایرانی که یکی از مفاخر علمی کشور ماست. شخصیت ارزنده ای که من به واسطه رشته  تحصیلی ام آرزوی ملاقاتشان را داشتم ، اکنون به خاطر هنر موسیقی و هنر آواز من را برای دیدار به حضور خودشان دعوت کرده و نهایتاً مشوق و معرف من برای حضور در رادیو شدند.

    متن کامل مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید


    در مصاحبه ها 2 نظرها ادامه مطلب...
  • به یاد استاد احمد ابراهیمی
    به یاد استاد  احمد ابراهیمی

    استاد احمد ابراهیمی استاد آواز ایرانی  4 تیرماه 92 در سن 87 سالگی، در بیمارستان فرمانیه تهران درگذشت.

    احمد ابراهیمی در سال 1305 در اورامانات کردستان متولد شد.ابراهیمی بیش از دوازده سال نداشت که به تهران نقل مکان کرد.در سال 1327 با توجه به صدای خوشی که داشت با استادان بزرگ موسیقی ایران نظیر ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، حسین تهرانی، غلامحسین بنان، ادیب خوانساری آشنا شد و از محضر همگی این بزرگان موسیقی ایران بهره‌مند شد.

    در مقالات در این مورد دیدگاه خود را بیان کنید ادامه مطلب...
  • معرفی استاد جواد جواهری
    معرفی استاد جواد جواهری

    استاد جواد جواهری

    متولد 1324 ،میانه ،فرغ التحصیل هنرستان موسیقی

    معلم فرهیخته، خواننده و نوازنده ی چیره دست تار و سه تار

    آواز را نزد اساتیدی چون  مرحوم بنان، قوامي و فاخته آموخت و تار را  نزد استاد بزرگ علی اکبر خان شهنازی فرا گرفت .

    ایشان همچنین از محضر اساتیدی  چون  ابوالحسن صبا، علي اكبر خان شهنازي، علي تجويدي، حسين كسايي، مجد، نورعلي خان برومند، مشحون و استاد بهاري بهره مند گردبد .

    مصاحبه سهیل محمودی با استاد جواهری را در برنامه ،با کاروان شعر و موسیقی ،را بشنوید

    Click to download in MP3 format (2.55MB)

     

     

    در مقالات در این مورد دیدگاه خود را بیان کنید ادامه مطلب...

تحلیل علینقی وزیری در بستر گفتمان سنت_تجدد در موسیقی ایرانی مطلب ویژه

چکیده

پژوهش بر روی علینقی وزیری به عنوان یک موسیقیدان کلاسیک، با توجه به میزان تاثیرگذاری اش در حوزه های "نظر" و "عمل" موسیقایی در عصر تجدد، دارای سابقه ای اندک است. مناقشه ها و اختلاف های بنیادین بر سر عملکرد وزیری به عنوان مهمترین، یا دست کم یکی از مهمترین پیشاهنگان "مدرن سازی" موسیقی کلاسیک ایرانی، همواره جامعه ی موسیقی را از رسیدن به تصویری روشن و گویا از این موسیقیدان بازداشته است؛ این در حالی است که در غرب شاهد پژوهش های بسیار گسترده ای بر روی موسیقیدان های مطرح موسیقی کلاسیک از دهه ها پیش بوده ایم؛ پژوهش هایی روشمند و رویکردمحور. واکاوی تغییرات و اتفاقات موسیقایی عصر "تجدد" در بستر تحولات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و هنری با محوریت وزیری به عنوان یک "ستاره" در موسیقی کلاسیک از منظر اتنوموزیکولوژی، می تواند امکان رسیدن به نتایجی متفاوت را نسبت به پژوهش های پراکنده ی گذشته در این حوزه فراهم نموده، و علاوه بر ارائه ی تصویری شفاف از این موسیقیدان، اطلاعات دقیق تری از وضعیت حاکم بر موسیقی و تغییرات و تحولات آن در عصر "تجدد" به دست دهد. در این مقاله، هدف، بررسی تحولات موسیقایی عصر تجدد با محوریت علینقی وزیری، و تحلیل رویکردهای بنیادین گروه های مخالف و موافق "مدرن سازی انقلابی"، در جهت رسیدن به تصویری شفاف از وزیری به مثابه یک جریان پرنفوذ در تاریخ تحولات موسیقی کلاسیک ایرانی است، تا در نهایت بتوانیم روشی ویژه برای بررسی دیگر موسیقیدان های موثر در موسیقی کلاسیک ایرانی را با عنوان یک "ستاره" پیشنهاد دهیم.

 

 

مقدمه

همانطور که عنوان شد، پژوهش بر روی یک موسیقیدان کلاسیک ایرانی سابقه ای طولانی در عرصه ی پژوهشگری آکادمیک و نهادمند در ایران ندارد. می توان رساله ی دکترای مجتبا خوش ضمیر {1979} را با عنوان علینقی وزیری و تاثیر او بر موسیقی و آموزش موسیقی در ایران، اولین و تنها پژوهش روشمند با محوریت وزیری قلمداد کنیم. می توان گفت از سال 1979 تا به امروز، غیر از رساله ی مذکور که در دانشگاه ایلینویز و تحت راهنمایی برونو نتل به انجام رسید، تعداد پژوهش های روشمند و رویکردمحور درباره ی وزیری و دیگر رجال مطرح موسیقی ایران در قالب مقالات علمی-پژوهشی، پایان نامه ها و رساله های دانشگاهی بسیار اندک بوده است؛ این در حالی است که در غرب، پژوهش های ستاره محور در جهت تحلیل موسیقیدان های کلاسیک، سال هاست در دانشگاه ها، نهادهای علمی و مجلات معتبر، با نوشتن مقاله ها، پایان نامه ها و رساله های مبتنی بر روش های علمی از منظر موزیکولوژی، اتنوموزیکولوژی و جامعه شناسی ادامه داشته است؛ تا جایی که تنها رساله ی روشمند با محوریت وزیری -که موضوع اصلی این پروژه در یک پژوهش گسترده تر است- نیز در یک دانشگاه غربی، نوشته می شود. این موضوع می تواند نشانگر میزان اهمیت بررسی موسیقی کلاسیک ملل غیرغربی با محوریت ستاره های تاثیرگذار موسیقی کلاسیک در اروپا و آمریکا باشد. با ورود اتنوموزیکولوگ های غربی به حوزه ی موسیقی کلاسیک اروپایی با محوریت پژوهش بر روی ستاره های این گونه ی موسیقایی -که خلاف تعاریف سنتی و کلاسیک این میان رشته است-، زمزمه های جدیدی از بروز تغییرات بنیادین و گسترش خیره کننده ی مرزهای اپیستومولوژیک این "میان رشته ی همواره مناقشه برانگیز" در تعریف های جدید مبتنی بر پژوهش های فوق، به گوش می رسد. از نمونه پژوهش های متاخر حاصل از گسترش مرزهای اپیستومولوژیک در اتنوموزیکولوژی، می توان به رساله ی دکترای ریکاردا کوپال ( 2012)در دانشگاه هیلدسهایم آلمان اشاره کرد که به تحلیل و بررسی "هربرت فون کارایان" رهبر ارکستر و موسیقیدان مشهور آلمانی به عنوان یک "ستاره" در موسیقی کلاسیک اروپا می پردازد.

هرچند بعد از پژوهش خوش ضمیر در سال 1979، نوشته های پراکنده ای در قالب یادداشت های ژورنالیستی، مصاحبه با موسیقیدان های مطرح موافق یا مخالف وزیری و سخنرانی ها و نقل قول های مختلف در این باره منتشر شده است، اما پژوهشی روشمند که با پشتوانه ی نظری و علمی به بررسی دقیق و تحلیلی وزیری به مثابه یک جریان موثر در روند تغییرات گسترده ی موسیقایی عصر تجدد در بستر سیاست های فرهنگی پرداخته و دلایل موافقت ها و مخالفت های رادیکالی او را از بدو پیدایش تا به امروز مورد واکاوی قرار دهد، انجام نشده است. این غفلت نه تنها در مورد وزیری، بلکه در مورد موسیقیدان های دیگر موسیقی کلاسیک ایران نیز به چشم می خورد؛ شاید دلیل این غفلت را بتوان در عدم وجود یک نهاد آکادمیک که بتواند دغدغه ی انجام این سلسه تحقیقات را در اندیشه ی پژوهشگران موسیقی ایرانی به وجود بیاورد،مشاهده کرد. با گذشت چهار سال از استقرار میان رشته ی اتنوموزیکولوژی در نهاد دانشگاهی در ایران، و با توجه به تغییر و گسترش مرزهای اپیستمولوژیک این میان رشته از جانب نظریه پردازان مهم خود، چشم انداز حرکت به سوی پژوهش های روشمند رویکردمحور در جهت توشتن تاریخ تحلیلی موسیقی ایران با محوریت ستاره های موسیقی کلاسیک، قابل پیش بینی است. پژوهش با رویکرد تحلیل و تفسیر تحولات و تغییرات موسیقایی در بستر سیاست های فرهنگی و اجتماعی در تاریخ موسیقی ایران، با محوریت موسیقیدان های تاثیرگذار ادوار مختلف، و بهره گیری از علوم جامعه شناسی، انسان شناسی، روانشناسی و موسیقی شناسی، می تواند پاسخ بسیاری از سوالات پژوهشگران و محققان عرصه ی موسیقی را به روشنی تبیین نماید.

روش پژوهش

همانگونه که پیش تر اشاره شد، هدف از این مقاله، پیشنهاد روشی ویژه برای بررسی و تحلیل ستاره های موسیقی کلاسیک، با بررسی موردی علینقی وزیری به عنوان مهمترین، و یا دست کم یکی از مهمترین پیشاهنگان "مدرن سازی" موسیقی کلاسیک ایرانی است. برای دست یابی به این هدف، در ابتدا به مطالعه ی تاریخی انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی پرداخته، و دوره های موثر در تغییرات و تحولات موسیقایی را در بستر سیاست های فرهنگی و اجتماعی مورد بررسی قرار داده ایم. در ادامه به تحلیل نقش علینقی وزیری از سکانداران "تجدد" و "ترقی" در موسیقی کلاسیک ایران پرداخته و تاثیر او را در تحولات موسیقایی عصر خود، و متقابلا نقش تحولات مذکور در پرورش چنین شخصیتی، و بروز موافقت ها و مخالفت های بنیادین با رویکردهای او را مورد واکاوی قرار داده ایم، تا در نهایت بتوانیم تصویری گویا از عملکرد مناقشه برانگیز او در برساخت "پایه های موسیقی کلاسیک نوین ایرانی" برای جامعه ی منفعل موسیقی در نگاه به وزیری، ارائه کنیم. برای مطالعه ی موردی وزیری، پنج اثر مکتوب -فارغ از رعایت اصول روشمندی و علمی در تحقیق، که دو اثر از این میان پرمخاطب تر از سه اثر دیگرند- به عنوان پیشینه ی پژوهشی انتخاب شده و مورد واکاوی قرار گرفته اند. این آثار عبارتند از: "سرگذشت موسیقی ایران، خالقی: 1335 "، "علینقی وزیری و تاثیر او بر موسیقی و آموزش موسیقی در ایران، خوش ضمیر: 1979 "، "موسیقی نامه وزیری، میرعلینقی: 1377 "، "علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی، صداقت کیش: 1392 " و "تا بردمیدن گلها، مطالعه جامعه شناختی موسیقی در ایران از سپیده دم تجدد تا 1334 ،فیاض:1394 ".

تحلیل هرکدام از این پنج اثر، با هدف شناسایی رویکردهای اعمال شده از طرف پژوهشگر مولف در لایه های تحقیق خود، و نگاه انتقادی روش شناختی با توجه به جهت گیری های نظری و روش شناختی بررسی یک موسیقیدان کلاسیک انجام شده است. در یک بیان ساده، روش پژوهش فوق، ترکیبی از روش های مصاحبه، تحلیل سند و متن، و تحلیل موزیکولوژیک آثار صوتی و موسیقایی است.

مروری بر پیشینه ی مطالعه بر روی علینقی وزیری به عنوان یک موسیقیدان کلاسیک

همانطور که عنوان شد، می توان رساله ی دکترای خوش ضمیر را نخستین و تنها پژوهش روشمند در این حوزه دانست. این پژوهش با عنوان "علینقی وزیری و تاثیر او بر موسیقی و آموزش موسیقی در ایران"، به بررسی زندگی علینقی وزیری، سیر تحول آموزش موسیقی و شکل گیری مدارس موسیقی در ایران از ابتدا تا سال 1923، و تاثیر وزیری بر روی نظر و عمل موسیقی و آموزش آن در ایران از سال 1887، تا 1946، با روش های رایج در دهه ی 70 میلادی پرداخته است. با توجه به گستردگی سرفصل های مطالعاتی این پژوهش و رویکرد کل نگرانه ی پژوهشگر، نتیجه ی اثر، رنگ و بویی توصیفی، و نه تحلیلی که محتوای نهایی آن پاسخگوی سوالات مورد مناقشه ی میان مخالفان و موافقان عملکرد وزیری در جهت رسیدن به تصویری شفاف از او باشد، به خود گرفته است.

دو دهه بعد کتابی با عنوان "موسیقی نامه ی وزیری" (میرعلینقی:1379 )، حاوی آثار قلمی، سخنرانی ها، نامه های شخصی و یادداشت های کوتاه دوستانه ی به دست آمده از وزیری تا سال 1377 منتشر شد. پژوهشگر با تالیف بخش هایی با عنوان "اشاره" در ابتدای هر مکتوب، به تشریح و تفسیر برخی نکات پرداخته است که در لابلای این مطالب می توان به دغدغه ها و مسائل نهفته در ذهن مولف نسبت به وزیری، آگاه شد. از منظر جمع آوری اسناد و مکتوبات نوشته شده به قلم وزیری و دسترسی به این حجم از اطلاعات در یک مجموعه، می توان "موسیقی نامه وزیری" را اثری کم نظیر برای پژوهشگران موسیقی ایرانی در جهت آگاهی از اندیشه های وزیری دانست. انتشار این مجموعه در دوره ای که توجه و حساسیتی نسبت به انجام چنین پژوهشی نشان داده نمی شد، و برعکس، انتقاداتی تند از سوی برخی موسیقیدان های مخالف وزیری را نیز در پی داشت، ارزش و اعتبار این مجموعه را دوچندان می نماید. نگاه جامعه ی پژوهشگری به چنین اثری، صرفا از منظر گردآوری و تدوین اطلاعات به عنوان یک اصل مهم در یک پژوهش علمی است، نه یک تحقیق روشمند و رویکردمحور.

"ردیف دوره عالی علینقی خان وزیری" (حسین مهرانی: 1380 ) عنوان یک پایان نامه ی کارشناسی است که پژوهشگر در آن به بازنویسی ردیف دوره عالی وزیری بسنده کرده است، که از منظر موزیکولوژیک قابل بررسی است.

"علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی"(صداقت کیش: 1392 ) عنوان یادداشتی است که که علی رغم عدول از ساختار ظاهری یک مقاله ی علمی -احتمالا به دلیل کوتاهی یادداشت- به گونه ای متفاوت و رویکردمحورانه به تحلیل وزیری با عنوان "ناسیونالیسم دولتی" و "روشنفکر موسیقی" از جنبه های مختلف می پردازد. در این یادداشت موجز، وزیری علاوه بر هنر فردی و درجه نفوذ و تاثیرگذاری اش در حوزه ی "نظر" و "عمل" موسیقی، از منظر بینش و اندیشه ی روشنفکرانه ی حاصل از بروز مشروطه نیز مورد بررسی قرار گرفته است. مسئله مندی و دغدغه ی نویسنده در طول این نوشته، نقاط تاریکی از علل تحولات بنیادین موسیقی در عصر تجدد را نشانه می رود که از این حیث نیز دارای نکاتی تامل برانگیز است.

"تا بردمیدن گلها" (محمدرضا فیاض: 1393)عنوان اثر متاخری است که با مطالعه ی جامعه شناختی موسیقی در ایران از سپیده دم تجدد تا سال 1334 به عنوان یکی از پر افت و خیزترین دوره های سیاسی، اجتماعی و هنری ایران، به بررسی تحولات موسیقایی در یک بازه ی مشخص پرداخته است. هرچند سوژه ی اصلی این پژوهش، شخص وزیری نبوده و مولف بررسی های کلی تری از موسیقی دوره ی مذکور را مورد مطالعه قرار داده است، اما حضور وزیری در کوران تغییرات و اصلاحات و مدرن سازی موسیقی در بستر سیاست های فرهنگی پهلوی اول، او را به عنوان یکی از سوژه های اصلی در این اثر تبدیل کرده است. پایبندی "نسبی" مولف به اصول و روشمندی تحقیق علمی و ارجاع دقیق به منابع مورد مطالعه در طول اثر، و نگاه تحلیلی به موضوع اصلی، از نقاط مثبت آن بوده و اطلاق عنوان "نسبی" در روشمندی پژوهش به دلیل عدم وجود بخش "پیشینه" از جانب مولف است. دیگر اینکه در ارجاع برخی نقل قول های مستقیم، به دلیل عدم دسترسی به سند یا مطلب دست اول -که به نظر می رسد گاه با کمی جستجو می شود به اصل آن دسترسی پیدا کرد-، به نویسنده ای که خود نقل قول کننده ی آن مطلب از دیگری بوده، ارجاع داده است. این تاکید بر "مطالعه ی مراجع، اسناد و منابع دست اول" نه بخاطر "پز" پژوهشگری، که به دلیل پیشگیری از غفلت های احتمالی پژوهشگرانی است که با ارجاع به آن ها، منابع مطالعاتی ما در دسته ی منابع "غیر دست اول" قرار می گیرد، که خود احتمال نقص آگاهی ما از "منابع دست اول" را افزایش می دهد؛ چرا که ممکن است نویسنده ی مورد ارجاع ما، به فراخور نیاز پژوهش و نگاه شخصی خود، برداشتی ویژه و شخصی داشته و از بیان نکاتی که احتمالا از نظر ما مهم است، چشم پوشی کرده باشد. بنابر این کوتاهی است، اگر تمام تلاش خود را برای رسیدن به اطلاعات کامل از مراجعه به منابع و اسناد دست اول انجام ندهیم.

چهارچوب مفهومی

نام علینقی وزیری، به دلیل تقارن زندگی اش با دوره ی "تجددخواهی" و "مدرن سازی" حکومتی در ایران عصر پهلوی، و تمایل ذاتی او به اصلاح طلبی، مشروطه خواهی و نخبه گرایی همواره محل مناقشه بوده است؛ مناقشاتی که پیرامون عمده ی مشروطه خواهان و تجددطلبان هم عصرش در عرصه های دیگری همچون سیاست، فرهنگ، اقتصاد و هنر نیز به وضوح قابل رویت است. در میان تحولات گسترده ی این دوره ی پرتنش، رویکردهای "نظری" و "عملی" انقلابی او در موسیقی ایرانی، و همچنین اظهارات و مکتوبات صریح و بی پرده در سال های فعالیت اش که گاه با لحنی تند وضعیت حاکم بر موسیقی را به باد تقبیح و انتقاد می گرفت، تصویری دوگانه و پرابهام از او در میان اهالی جامعه ی موسیقی ترسیم نموده و موافقان و مخالفان سرسختی به وجود اورده است. نتیجه ی تحلیل و دقیقه ی خالقی بر روی خطابه های مشهور به "در عالم موسیقی و صنعت"، او را به این نتیجه می رساند که ریشه ی مخالفت های بنیادین با وزیری را باید در شیوه ی بیان صریح و بی پرده ی او در انتقاد به موسیقی عصر خود، و نه محتوای مخالفت ها، جستجو کرد:

"اینجاست که باید اعتراف کرد که کلنل با تمام تیزهوشی و تجربه دیدگی، متوجه نشد که اهل موسیقی را نباید رنجانید؛ زیرا آن ها سال ها در میان مردم، به هنرمندی شهرت داشته اند. وقتی به این صراحت به آن ها گفته شود: آنچه از آواز می دانید، به سبک مرثیه می نوازید و موسیقی غم انگیز شما برای ملتی که می خواهد رو به نشاط برود بی فایده است؛ یا آنچه از این قبیل پیش درآمد و تصنیف و رنگ ساخته اید، بازاری است، یعنی به درد سر گذر می خورد و شایسته ی مجالس امروز نمی باشد، درست مثل این بود که کلنل تیری به قلب آن ها بزند؛ زیرا از این بدتر ممکن نبود احساسات اهل فن را آزرده کند! اینجا بود که کلنل بسیار تند رفت و تیغ زبان را درکشید و همین دو جمله که بر رگ حساس موسیقیدان ها کارگر آمد، آن ها را سخت رنجانید و نتیجه این شد که در هر محفل و مجلسی از او بدگویی کردند. عده ای هم چون گفته های اهل فن را شنیدند، مخالف شدند و اظهارنظر درباره ی موسیقی وزیری درگرفت... امروز که خطابه ها را خلاصه می کردم چنین به نظرم رسید که همین دو جمله سرمنشاء تمام گفت و گوها شده است." (خالقی، 459: 1390)

خالقی در این نوشته به ظرافت نکته ای عمیق را یادآوری می کند که یحتمل در تورق این اثر تاریخی-موسیقایی به ندرت توجه خواننده ای را به خود جلب کند. آنجا که می گوید: "عده ای هم چون گفته های اهل فن را شنیدند، مخالف شدند و اظهارنظر درباره ی موسیقی وزیری درگرفت"، به عنوان یک موسیقیدان آگاه به "نظر" و "عمل" به خوبی شاخصه های ویژه ی موسیقایی و پیراموسیقایی وزیری را می شناسد، و به میزان دانش عموم اهالی موسیقی در جامعه ی عصر خود آگاه است؛ او ریشه ی مخالفت ها را درک کرده و پیش از عنوان شدن آن از طرف مخالفان، با تمام ارادتی که به استاد خود وزیری دارد، عرضه داشته، او را از خطرات چنین مواضعی آگاه کرده و در اثر تاریخی خود که در زمان حیات وزیری نوشته می شود، مکتوب می کند. مقصود او از مطالعه ی مجدد خطابه های وزیری، و تلاش برای روشن کردن زوایای پنهان دلایل مخالفت ها و موافقت ها، به عنوان نزدیک ترین شاگرد به استاد، این است که اظهار کند، بسیاری از مخالفت های رادیکالی با وزیری از زمان حیات او تا به امروز نه بر پایه ی شناخت و کسب دانش کافی موسیقایی برای مخالفت، که بر اساس نوعی پیروی ناآگاهانه ی پیچیده در هاله ی احساسات است؛ چرا که خالقی تلویحا عدم کیاست وزیری در مواجهه با موسیقیدان های هم عصر و پیشکسوت خود را دلیل ایجاد فضایی مخالفت آمیز بر علیه او می داند. به بیانی دیگر او معتقد است دلیل مخالفت با وزیری بیش از اینکه بنیان موسیقایی و فنی داشته باشد، مبانی اخلاقی و روانی دارد. او "در کشیدن شمشیر زبان از نیام" را دلیل ایجاد فضایی مسموم بر علیه وزیری می داند، نه وارد کردن پیانو و ویلن را به ارکستر ایرانی یا پیشنهاد بیست و چهار نیم پرده ی مساوی؛ چرا که صبا با ویلن و محجوبی با پیانو محبوب قلوب همان مخالفانی اند که در هر محفل و مجلسی از او بدگویی کرده و بدعتی را پایه می گذارند، که تا به امروز ادامه پیدا می کند؛ به طوری که بسیاری از مخالفان، بی آنکه قطعه ای از او شنیده و یا مطلبی از او خوانده و با اندیشه اش آشنایی پیدا کرده باشند، علم مخالفت با او را همواره با القابی مانند "غربزده" یا "منحرف" و واژه های دیگر برافراشته نگه داشته اند.

بعد از مدت کوتاهی از ایراد خطابه های چهارگانه ی پیش از کنسرت وزیری، مقاله ی مفصلی در انتقاد از وزیری و اندیشه هایش، به قلم میرزا ابراهیم خان ناهید که به گفته ی خالقی بهره ی چندانی از فن موسیقی نداشته و بر اثر فضای تخریب موجود بر علیه وزیری دست به قلم برده و پیش بینی خالقی را جامه ی عمل می پوشاند، در روزنامه ی ناهید منتشر می شود. مقاله ای تند، با کاریکاتور معناداری که در آن، وزیری با تبر در حال خرد کردن آلات موسیقی ایرانی است و صراحتا نتیجه ی عملکرد او را ویرانی موسیقی ایرانی در آینده ای نزدیک می داند.

عارف قزوینی که خود از مشروطه خواهان مشهور هم عصر وزیری است و تغییراتی را نیز بر اساس همین روحیه ی نوخواهی در موسیقی ایرانی به وجود آورده، در سال 1304 در یادداشتی تند و تمسخرآمیز، وزیری را اینگونه مورد خطاب قرار می دهد:

"آقای پروفسور علی نقی خان!... این موسیقی که حقیقتا با این همه فداکاری تاکنون از آن نگهداری شده است، خیلی بی انصافی است که به صرف تقلید و به جرم توهم اینکه حزن آور است را قربانی این آهنگ های گوش آزار و گوشخراش کرد و آیا باید موسیقی ایرانی را در دنیا بدنام کرد؟ بر فرض اگر موسیقی ایران حزن انگیز باشد، آن وقت تازه عرض می کنم آقای پروفسور! همانطور که ممکن نیست زبان یک ملتی متغیر به زبان اجنبی شود، موسیقی یک ملتی نیز تغییرناپذیر و مخلوط شدنی نیست". (نورمحمدی، 260: 1388)

همچنین در یادداشت ناتمام دیگری با نام "خیال یک شبه در گل زرد" تحت تاثیر سرخوردگی از نتیجه ی انقلاب مشروطه، در سال 1305 می نویسد:

" ... به این آدم بی روح و بی ذوق می گفتم بدبخت، تمام داد و بیدادهای دوره ی زندگانی و این همه ساز و آواز و شعر و... در واقع همه برای دل است. چه نمک نشناس کسی که از ذکر دل و خیال آن غافل نشیند... حالا که همه چیز ما خواهی نخواهی به میل و اراده اروپایی تمام می شود، اگر چند چیز خود را مثل زبان، موسیقی، شعر که ملیت ما را ثابت می کند برای دل خود نگاه داریم تقصیرکاریم؟... با معلم بزرگ مدرسه موسیقی عالی نیز کاری ندارم، چون ایشان نیز دل از دست داده ی اروپا و دل خود را آنجا جا گذاشته اند." (همان: 178_177)

در سال 1304 نیز نویسنده ای با امضای "مستمع" نقدی بر اجرای شب فردوسی ارکستر وزیری که به همت انجمن آثار ملی، و با سخنرانی ذکاء الملک، و در بیست و چهارم آذرماه 1304 برگزار شده بود، می نویسد:

"صداهای زیل و بم و خشنی که از سازها استماع می شد رفته رفته حضار را کسل و یک ربع بعد از شروع ارکستر، اروپایی ها و خانم های وزرای مختار و سفرا متدرجا حرکت کرده و رفتند... رفته رفته ارکستر آقای علینقی خان رئیس مدرسه عالی موسیقی، عموم را کسل و متنفر نموده اغلب از جای خود حرکت کرده و به اتاق بوفت می رفتند و و بعضی هم که نشسته بودند از یکدیگر سوال می کردند این چه سازی است؟ اروپایی است؟ ایرانی است؟ و بالاخره چه شاهکار بزرگی است که آقای وزیری زده اند که ایرانی و اروپایی و همه را منزجر داشته اند... از آقای وزیری خواهشمندم برای حفظ ملیت، موسیقی ما را به ما واگذارده و در مدرسه عالی خودشان فقط موسیقی اروپایی تدریس و تعلیم نمایند. شاگردهای محترم مدرسه هم بدانند که این سبک ساز زدن و موسیقی آموختن موجب تنفر تمام مستمعان از اروپایی و ایرانی خواهد بود." (کوهستانی نژاد، 260_256: 1384)

خالقی در بیان بخشی از خاطرات دوران ابتدایی آشنایی اش با وزیری، ضمن اشاره به تشریح ساز ویلن و تدریس نحوه ی دست گرفتن صحیح آن توسط وزیری به هنگام آموزش به شاگردان مدرسه، می گوید:

"یادم افتاد اولین روزی که نزد میرزا رحیم کمانچه کش، مشق ویلن را آغاز کردم، راجع به گرفتن ساز سوالی نمودم. گفت: بچه جان، هرطور راحتی بگیر. حتا اگر می خواهی، ساز را روی سرت بگذار. اما خوب بزن! معلمین بعدی هم از این مقوله سخنی نگفتند. چه، خود نیز نمی دانستند. کلنل سفارش کرد آنچه تا کنون زده ایم برای مدتی کنار بگذاریم. ولی این مطلب به گوش آن ها که چندین سال ساز زده بودند و ادعاها داشتند، گران آمد. امری طبیعی است. وقتی به انسان بگویند عمرت تلف شده و چیزی بارت نیست، خودپسندی مانع فهم حقیقت است و آدم ناراحت می شود. خلاصه این وضع کار، به مزاج انها که حوصله ی تغییر روش نداشتند، سازگار نبود." (خالقی، 1390: 327)

مخالفت های دیگری نیز از سوی برخی رجال سیاسی، که وزیری را به غرور و تکبر متهم می کردند، به وجود آمد. "ارباب کی خسرو شاهرخ" نماینده ی مجلس شورای ملی که از دوستان وزیری بود، به دلیل تمرد او از نواختن تار در مهمانی شخصی او که مربوط به رجال سیاسی آن دوره بود، تبدیل به دشمن او شده و نهایتا با سعایت در حضور شاه، انتقام خود را از وزیری می ستاند. بعد از امتناع وزیری از ساز زدن در آن محفل، ارباب با او قهر کرده و بعد از خروجش، فضایی بر علیه او در میان مهمانان که عمدتا از رجال تاثیرگذار حکومتی بوده اند شکل گرفته و تا مدت ها نقل محافل و خوراک قلم های ضد وزیری می شود. در توصیف این اتفاق، خالقی می نویسد:

"وزیری با وجود همه ی این ها موقع شناس نبود و همه گفتند این مرد عجب متکبر است! یکی از گوشه ی مجلس به سخن درآمد و گفت: شنیده ام می خواهد موسیقی ما را خراب کند! دیگری گفت: ایرانی را با فرنگی مخلوط کرده و آش ناجوری پخته است! راستی این انسان چقدر خودخواه است.... همه با وزیری دشمن شدند و به موقع خود، انتقام گرفتند تا اهل هنر به وظیفه ی خود آشنا شوند و امر صاحبان منصب و جاه و مقام را زمین نگذارند". (همان: 343_342)

با این نقل قول ها تا حدودی می شود تصویری از وزیری به مثابه ی موسیقیدانی "غربزده"، "منحرف" و "سرسپرده" از نگاه مخالفان او متصور بود.

اما به موازات این نگاه، مفهوم متفاوت دیگری از سال 1300 تا به امروز از او به وجود آمده که معنایی کاملا متفاوت از "غربزدگی" دارد. زمزمه های توفیق وزیری از دوره ای که به فرانسه و سپس آلمان مسافرت می کند، شکل گرفته و او را به عنوان آغازگر جریانی "نو" و "نجات دهنده" برای موسیقی ایرانی رایج از جنبه های مختلف معرفی می کند. مرتضی مشفق کاظمی، جامعه شناس ایرانی مشغول تحصیل در برلین -که بعدها از مسئولان بلندپایه ی وزارت خارجه ی دولت رضاشاه می شود-، در خلال مقاله ای که در آن موسیقی ایرانی را غمگین و کسالت آور تلقی کرده، می نویسد:

"موسیقی دان های امروزی ایران، به استثنای چند نفری که در اروپا تحصیل کرده و یا اقلا مدرسه ی موزیک تهران را دیده اند، باقی از مرحله ی موسیقی دانستن به کلی دور[بوده] و ممکن نیست به تشویق چیزی بشوند، زیرا هنوز اصول ترکیب کردن قطعات موسیقی را نمی دانند". (مشفق کاظمی، 326: 1302)

نصرالله فلسفی تاریخ نگار و مترجم هم عصر وزیری در یادداشتی نظر خود را به رویکرد وزیری اینگونه بیان می کند:

"پیش از این اگر یک نفر می خواست به موسیقی ایرانی آشنا شود مجبور بود مثلا به یکی از صفحات گرامافون متوسل شود و گوش خود را با آوازهای گوناگون و خارج آن بخراشد، ولی امروز نت های وزیری این کار را آسان کرده و مشاهده می کنیم که اروپائیان با نهایت اشتیاق به مجلس کلنل حاضر می شوند و از ساز ایرانی که از روی اصول علمی ترتیب و تنظیم یافته است لذت می برند." (کوهستانی نژاد، 196: 1384)

هرچند مطالب گوناگونی در مخالفت با وزیری در مطبوعات آن روزهای ایران نوشته می شد، اما دوستداران و همراهان وزیری نیز از تلاش برای به ثمر رسیدن اندیشه های او دریغ نمی کردند. از آن جمله سعید نفیسی، ادیب و تاریخ نگار مشهور مشروطه خواه و متجدد و از دوستان هم اندیش وزیری، خطابه های چهارگانه ی "در عالم صنعت و موسیقی" را با هماهنگی کلنل و در جزوه هایی دسته بندی شده برای آگاهی علاقه مندان به موسیقی مورد نظر وزیری که در کنسرت ها حضور نداشتند، به چاپ رسانده و در اختیار عموم می گذارد. صرف نظر از اهمیت اطلاع رسانی گسترده ی این سخنرانی ها، در دوره ای که رسانه در ایران گرفتار محدودیت های فراوانی است، چنین اقدامی از جانب ادیب و تاریخ نگار مشهوری همانند نفیسی، حمایت معنوی و نفوذ گسترده و موثری در میان جامعه ی روشنفکری آن عصر، برای وزیری محسوب می شود.

نفیسی، همچنین مقاله ی مفصلی در ستایش آهنگی از وزیری به نام "نیم شب" یا "رویای حافظ" در یکی از نشریات آن زمان، به نام "هدیه ی دوستانه" به چاپ می رساند، که مطالعه ی محتوای آن نشان از نفوذ گسترده ی وزیری در میان سردمداران جامعه ی ادبی آن دوره را نشان می دهد:

"من نمی توانم نیم شب را تشریح کنم، زیرا که قلم هرچه قادر باشد، در موقع توصیف الحان موسیقی عاجزتر از همیشه خواهد بود. تا کسی آن را نشنیده باشد، هرگز آنچه را من حس کرده ام احساس نخواهد کرد. متحیرم با کدام عبارت رسا نیم شب را وصف کنم! این لحن دل انگیز موسیقی آقای وزیری مجموعه ای است از تمام احساساتی که بشر را در کلیه ی شعب صنایع مستظرفه به نازک بندی های بدایع عادت داده است.... چقدر خوش بخت است این حافظ، غزل سرای بذله گوی ما، این شاعر سرشار از احساسات رقیق که اشعار او را در زیر و بم های نیم شب می خوانند! شاعر از این تواناتر نمی شود، ولی کسی مثل آقای وزیری لازم است که به وسیله ی الحان موسیقی خود، آنچه را که شاعر فروگذار کرده است و در خلال کلمات خود ناگفته گذاشته، در مخیله ی شنوندگان رسم کند. من نمی توانم بگویم این الحان موسیقی بر شعر حافظ چه می افزایند، زیرا آنچه می افزایند یک سلسله احساسات است که با رقیق ترین الفاظ و نازک ترین معانی، پروراندن آن ممکن نیست...." (همان: 501)

حیدرعلی کمالی شاعر و نماینده مجلس شورای ملی نیز به عنوان یکی از رجال ادبی و سیاسی تاثیرگذار و هم فکر وزیری، در ستایش از آهنگ "نیم شب" او مقاله ای اغراق آمیز می نویسد:

"اگر وقتی جذبه ی حسن یا دست توانای عشق، قلبی را فشار داده باشد؛ اگر یک بار ناله ی جانسوز مرغی یا یک قطعه شعر شاعری حساس، پای دلی را از جا برده باشد؛ او می داند که این پایه دلباختگی شیفتگان موسیقی حضرت کلنل علینقی خان وزیری در مدرسه ی عالی موسیقی بر چه احساس و کدام منطق است!... اوست و تنها او که می تواند افکار یک شاعر را از راه حنجره و انگشتان سحرانگیز خویش تجسم دهد! و هم اوست که می تواند آثار معنوی گفتار گوینده را در شنوندگان ایجاد کند!.... و من چون او را در کار خود ژنی می دانم، می گویم: این هنوز اول آثار جهان افروزی است...." (همان: 503)

یافته ها و نتیجه گیری

برخلاف تصور عمومی رایج پیرامون مقوله ی "تغییرات موسیقایی"، که به طور عمده آن را معلول پدیده ای طبیعی و خارج از اراده ی هنرمند تلقی می کند، وزیری با تکیه بر نظریه ی زیبایی شناسی Hippolyte Adollphe Taine،پشتوانه ی حرکت بنیادین خود در ایجاد تغییرات گسترده در موسیقی ایرانی را اینگونه نقل به مضمون می کند:

"...هنری اگر مدتها عمر یافته و تحولات آن پیش آمده باشد، این قدر تزئینات و حواشی و پیرایه ها به خود می گیرد که همان باعث زوالش می شود. به همین دلیل است که هر هنری، روزی رو به زوال می رود و باید از راه ابداع و نوجویی، احیا شود." (میرعلینقی: 521 (

اقدامات اصلاحی او، هرچند در بستر تحولات گسترده ی حکومتی و سیاست های فرهنگی ویژه ای فرصت ظهور پیدا می کند، اما زاییده ی ذهنی خلاق، و روحیه ای جسور است که در پیشبرد اندیشه ی انقلابی اش موثر است. به این معنا که تغییرات و اصلاحات اعمال شده از سوی وزیری با تغییرات موسیقی کلاسیک در اروپای عهد رنسانس، به لحاظ شکل بروز دارای شباهت است. همانطور که تغییرات در فواصل موسیقی کلاسیک در عصر رنسانس، به دست یوهان سباستین باخ به عنوان یک موسیقیدان و بر اساس یک نظریه ی علمی بروز پیدا می کند، وزیری نیز در پی تغییری بنیادین، و با در نظر گرفتن "گام باخ"، یا "گام معتدل" که دوازده نیم پرده است، فواصل موسیقی ایرانی را بیست و چهار نیم پرده پیشنهاد می دهد. برکشلی نیز هرچند بعد از پژوهش دو ساله ی خود در آزمایشگاه فیزیک دانشگاه تهران رای به نادرستی نظریه ی وزیری، و صحت نظریه ی مهدیقلی هدایت که بر نظریه ی فارابی قائم است، می دهد، اما با ثابت نمودن پیشگامی هشتصد ساله ی فارابی نسبت به باخ در ارائه ی نظریه ی تعدیل مساوی فواصل گام، تقدم این نظریه را دلیلی بر شرقی بودن و ایرانی بودن اصل آن می داند؛ از این منظر می توان استنباط کرد، که برکشلی علی رغم دادن رای به نادرستی نتیجه ی نطریه ی وزیری، بر اصل تغییر و اصلاح با چنین رویکردی تاکید کرده و بنیاد تحول در موسیقی ایرانی را در اصلاحاتی از این دست می داند. نتیجه اینکه، دانشمندان موسیقی شناسی همانند هدایت، برکشلی و در راس آن ها فارابی، نه تنها چنین اصلاحی را مردود و نشان "تقلید"، "غربزدگی" و "سرسپردگی" نمی دانند، بلکه آن را بر پایه ی یک نظریه ی بومی، از شروط اصلی تحول موسیقی ایرانی در جهت "رشد" و "شکوه"اش می پندارند.

خالقی در بخشی از کتاب سرگذشت موسیقی ایران، به ماجرای دیدار مهدیقلی هدایت رئیس الوزراء با دولت آبادی -دوست پدر خالقی- اشاره می کند. او خود از نزدیک شاهد این گفتگوی مهم بوده که نهایتا در بخشی از آن مخبرالسلطنه در مورد وزیری تازه از اروپا برگشته اشاراتی می کند که بسیار قابل تامل است:

"این مرد مقاصد بزرگی دارد، افسوس که محیط مناسب نیست. برای موسیقی کسی در مملکت ما ارزش قائل نمی باشد.... با دکتر مهدی خان صلحی منتظم الحکما که بهترین شاگرد میرزا عبدالله بود هفته ای دو شب کار می کردم. او ردیف آوازها را که از استادش فراگرفته بود، روی سه تار می نواخت و من آنها را با خط بین المللی موسیقی می نوشتم... کلنل هم قبل از اینکه به اروپا برود قسمتی از ردیف آوازهای آقاحسینقلی را می نوشت و ممکن است بعدها بتوان با مطالعه و مقایسه ی این دو ردیف، یک ردیف کاملی برای موسیقی ایرانی ترتیب داد. حالا به طوری که از آهنگ های وزیری معلوم می شود، او می خواهد تغییراتی به موسیقی ما بدهد و روی زمینه ی ردیف، نغمات جدیدی ترکیب کند و از علم اروپایی نیز اقتباساتی نماید، ولی این کار بسیار مشکلی است و تصور می کنم در بادی امر برای گوش های ناآشنا تولید تشویش کند. اما آنچه مسلم است کلنل در تار استاد زبردستی است و سال هاست به موسیقی علاقه دارد و در این رشته زحمت می کشد. به هر حال آتیه ی روشنی در پیش نیست. عده ای شروع به مخالفت با او کرده اند و استادان قدیمی از روش او زیاد راضی نیستند. حق هم دارند. آدمی پایبند عادت است. از این گذشته، کلنل در این قسمت با اهل فن هم مشورت نمی کند و راه خود را می رود و شاید همین بی اعتنایی برای کسانی که سال ها چشم و چراغ موسیقی این مملکت بوده اند ناگوار باشد". (خالقی، 381_382: 1390)

پیشنهاد می کنم، با دقتی مضاعف، نقل قولی را که خالقی از "مخبرالسلطنه هدایت" بیان می کند از نو بخوانید. بی شک یکی از تحلیل های دقیق و موجز که پیرامون وزیری به مثابه ی یک "جریان هنری" شده است، همین باشد. تحلیل "نخست وزیری" که از یک طرف دوستدار هنر در بستر "سنت" بوده، و از دیگرسو وجود ریشه های محکم "ترقی جویی" و "تجدد خواهی" در عصر بحران در اندیشه اش، او را به "نخست وزیری" پادشاهی می رساند که به گونه ای جنون آمیز به دنبال "ترقی" و "تجدد" است، می تواند بسیار جالب توجه باشد. نخست وزیری که به گواهی تاریخ، در صدد ممانعت از کشف اجباری حجاب توسط رضاشاه برآمده، و هیچ گاه ریش هایش را نمی تراشد، و از طرفی دیگر از پیشگامان استفاده از خط موسیقی اروپایی برای نوشتن ردیف های موسیقی کلاسیک ایرانی است. او با هموار کردن بستر مناسب برای فعالیت وزیری، از تحقق ایده های او که منجر به تاسیس مدرسه ی موسیقی و کلوب موزیکال می شود، حمایت می کند. این تعادل و حفظ موازنه در عملکرد "مخبرالسلطنه" در طول حیات سیاسی و اجتماعی اش، نشان می دهد که با فردی دقیق، مآل اندیش و اهل تفکر روبه رو هستیم؛ لاجرم با دقت و ظرافت بیشتری به نگاه و نظر او در حوزه ی فعالیت های وزیری اندیشه می کنیم.

هدایت با هرگونه تخریب و عملکرد رادیکال، چه در عرصه ی سیاست و چه در عرصه ی هنر مخالف است. وزیری را دارای مقاصدی بزرگ در عرصه ی موسیقی دانسته و از مهیا نبودن بستر مناسب برای رشد هنر و اندیشه اش در آن عصر تاسف می خورد. از این حیث که مردم نمی دانند بزرگ ترین فلاسفه ی ما مانند فارابی و ابن سینا در حوزه ی موسیقی کتاب نوشته اند، و موسیقی ایرانی در قدیم خطی مجزا داشته نیز، اظهار تاسف کرده و رویکرد مبتنی بر علم وزیری را، چه در جهت آموزش و چه در حیطه ی نوشتن ردیف و قطعات درست می داند. اما به موازات این همسویی، در پایان اعلام می کند که این تغییرات و ترکیبات مد نظر وزیری در ابتدای کار به گوش عموم مردم، غریبه خواهد آمد. هرچند وزیری را در نوازندگی تار "استاد" زبردستی می داند، ولی گوشزد می کند که "آتیه ی روشنی برای او در پیش نبوده و استادان قدیمی از شیوه اش رضایت چندانی ندارند". حق را در این فقره به آنها داده و بی اعتنایی وزیری نسبت به پیشکسوتان موسیقی ایرانی و عدم مشورت با آنها را نکوهش می کند.

با تحلیل اظهارات مهدیقلی هدایت، می توان فهمید که او تلویحا با دادن نسبت هایی مانند "غربزدگی" و "انحراف" به وزیری مخالف بوده و او را نمونه ای از یک عنصر تاثیرگذار در موسیقی ایرانی می داند و عمدتا با او هم عقیده است.

بعد از مدتی خبر کنسرت های کلوب موزیکال _که از ایده های خاص وزیری در جهت سازماندهی اقتصاد موسیقی و برای تامین هزینه های فعالیت های مدرسه و شاگردان بود_، فرمانده ی کل قوای ایران، سردار سپه را به کلوب موزیکال کشانده و شبی را پای اجرای یکی از کنسرت های مدرسه ی موسیقی به رهبری و نوازندگی وزیری می نشاند. اجرای سرودها و مارش های نظامی که دارای محتوایی ملی_میهنی است، نظر رئیس دولت را به خود جلب کرده و به هنگام خداحافظی از وزیری می خواهد که امکانات مورد نیاز و خواسته های خود را طی نامه ای جهت دستور اقدام، به دفتر دولت ارسال کند. وزیری نیز طی یک یادداشت، مواردی را که در جهت بهبود وضعیت مدرسه ی موسیقی ضروری می داند، به رئیس دولت پیشنهاد می دهد. یکی از پیشنهادها، که طرحی پرورشی و مربوط به مدارس است، با توجه به روحیه ی سلحشوری و نظامی گری سردار سپه به تصویب رسیده و نهایتا طی دستوری، خواندن سرودها و مارش های نظامی با تامین اعتباری کافی، به حکم شاه آینده ی ایران جزء برنامه ی درسی مدارس به تصویب می رسد. اعلام تلویحی حمایت سردار سپه از فعالیت های وزیری، و دادن دستور اقدام به پیشنهاد او با تامین بودجه ی حکومتی در آن برهه از فعالیت های مدرسه ی موسیقی، اندیشه های وزیری و جریان نوپای موسیقایی اش را که در مسیر تجدد و ترقی قدم برداشته، به تحققی نسبی نزدیک تر می کند.

برنامه ی وزیری برای پیشبرد اهداف خود، با تکیه بر توانایی و سرمایه ی فردی، و توجه او به "نهادمندسازی" موسیقی به جهت کسب اعتبار اجتماعی در ساختار قدرت، و جذب سرمایه های انسانی، اقتصادی و اجتماعی، به مرور سبب ایجاد گفتمان غالب موسیقایی در جامعه ی ایران می شود. به طوری که مدتی بعد، مخبرالسلطنه هدایت که از دوستان نزدیک وزیری و از حامیان تاثیرگذار او به شمار می رفت به دلیل علاقه و تخصص نظری در موسیقی ایرانی که منجر به تالیفاتی در زمینه ی موسیقی و ثبت ردیف میرزاعبدالله با نوازندگی منتظم الحکما نیز شده بود، به وزیر معارف دستوری مبنی بر افزایش چشمگیر بودجه ی مدرسه، و همچنین خرید محلی مناسب با تمام لوازم موسیقی جدید و مورد نیاز برای مدرسه ی موسیقی وزیری صادر می کند و در مدت کوتاهی، مدرسه ی موسیقی دولتی با تشکیلات بسیار مختصر خود تبدیل به مکانی با تمام امکانات پیشرفته و مجهز اروپایی برای تحصیل شده و سال ها بعد به هنرستان عالی موسیقی تغییر نام می دهد. چنین حمایتی از جانب هدایت به عنوان "رئیس الوزرا"ی رضا شاه، علاوه بر اینکه یک حمایت قاطع اقتصادی برای وزیری و مدرسه ی موسیقی اش محسوب می شود، حرکتی موثر از سوی او برای "نهادمندسازی" آموزش و سیاستگذاری های خرد و کلان موسیقی در سیستم حکومتی جدید است، که در سال های بعد شاهد شکل گیری نمونه های کاملی از آن در ابعاد وسیع تری هستیم.

اما بخش مهم تری که وزیری را به مثابه ی سرسلسه ی "نوگرایی" و "تجدد" در موسیقی ایرانی پذیرفته و او را در این راه یاری کردند، شاگردان مکتب او بودند. هر چند در بدایت امر تعداد آن ها قابل توجه نبود، اما نهایتا این جریان در ادامه و در دهه های بعد، سبکی از موسیقی را با اتصال به مکتب وزیری بنیان گذاشتند که از موثرترین دوره های موسیقی معاصر ایران محسوب می شود؛ چرا که در این دوره شاهد تولید آثاری در یک "مرز مشوش" میان موسیقی کلاسیک ایرانی و موسیقی مردم پسند هستیم. تا جایی که "تشویش" در دسته بندی آثار تولید شده در این دو ژانر، پژوهشگران را، برخلاف گذشته که بر اساس شخص موسیقیدان به این دسته بندی می پرداختند، ملزم به مطالعه بر روی هر اثر به صورت جداگانه می کند.

شکل گیری جریانی به نام وزیری با دو مفهوم عمیقا متضاد، در سال های انتقال قدرت از سلسله ی قاجاریه به پهلوی، در بستر تغییرات گسترده در سیستم سیاست فرهنگی، و تحولات اجتماعی، با ظهور رجال سیاسی تجدد طلب و نوگرا در راس امور، اتفاق می افتد. همسویی و همراهی رجال سیاسی همفکر وزیری با او، سبب ایجاد فضایی برای تحول در موسیقی ایرانی می شود؛ هرچند در ادامه و همراه با تحولات جدید، شخصی به نام وزیری به صورت رسمی از نهادهای مربوط به موسیقی آن دوره -که خود از مسببین اصلی شکل گیری آنها بود- برکنار شده و موقتا اتفاقات دیگری برای موسیقی ایرانی در مراکز رسمی مربوطه می افتد، اما جریان معنادار وزیری همچنان توسط "جامعه ی پیروان" او که مورد پذیرش هر دو گروه موافق و مخالف اند، با تغییراتی نه چندان کلی و در مسیری نه چندان هموار به حرکت خود ادامه می دهند.

فهرست مراجع مکتوب

آبراهامیان یرواند

1394         ایران بین دو انقلاب، ترجمه ی احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی، تهران: نشر نی.

آرین پور یحیی

1387         از صبا تا نیما، تاریخ 150سال ادب فارسی، آزادی-تجدد، تهران: انتشارات زوار.

1387         از صبا تا روزگار ما، تاریخ ادب فارسی معاصر، تهران: انتشارات زوار.

آقامحسنی کیوان

1388         "پذیرش عارف قزوینی در جامعه ی ایران"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، پاییز، 45: 66-77.

1389         "سیاست فرهنگی و موسیقی در دوره ی پهلوی اول"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، پاییز، 49: 53-74.

ابر لران

1382       "موسیقی ملل یا آخرین وسوسه ی غرب"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، پاییز، 21: 145-140.

اسعدی هومان

1385         "تصلب سنت، انجماد ردیف: پرسشی از سنت موسیقایی"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 19: 11-31.

المهدی صالح

1383         "مشکلات حفظ شکل های سنتی"، ترجمه ی ساسان فاطمی، فصلنامه ی موسیقی ماهور، بهار، 23: 181-183.

بهار ملک الشعرا

1392         تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران: انتشارات امیرکبیر.

بهمن پور فروغ

1378         زمزمه های پایدار: با بزرگان شعر و موسیقی. تهران: انتشارات به دید.

حامدی نژاد سپنتا

1393         "شرح احوال و فعالیت های علی نقی وزیری"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 66: 125-137.

خالقی روح الله

1390         سرگذشت موسیقی ایران. تهران: موسسه ی فرهنگی-هنری ماهور

1390           نظری به موسیقی ایرانی. تهران: انتشارات رهروان پویش.

درویشی محمدرضا

1373         نگاه به غرب، بحثی در تاثیر موسیقی غرب بر موسیقی ایران. تهران: موسسه ی فرهنگی-هنری ماهور.

دورینگ ژان

1383         سنت و تحول در موسیقی ایرانی. تهران: انتشارات توس.

سپنتا ساسان

1377         تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران. تهران: موسسه ی فرهنگی-هنری ماهور.

1382         چشم انداز موسیقی ایران. تهران: موسسه ی فرهنگی-هنری ماهور.

1374         "بازنگری کارنامه ی هنری یک هنرمند: علینقی وزیری پیشگام موسیقی نوین ایران، پاسخ به بعضی ایرادها. فصلنامه ی موسیقی کرمان، زمستان، 19: 47-52.

1381         "بررسی تاریخی نوآوری ور موسیقی ایران، فصلنامه موسیقی ماهور، پاییز، 17: 103-109.

1389         "ناگفته هایی از استاد علینقی وزیری"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 50: 101-110.

1392         "شنیده های حضوری از چند استاد"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 62: 137-143.

صالحی نصرالله

1387         اندیشه ی تجدد و ترقی در عصر بحران، تهران: انتشارات طهوری.

صفوت داریوش

1350         پژوهشی کوتاه درباره ی استادان موسیقی ایران و الحان موسیقی ایرانی، تهران: چاپخانه ی وزارت فرهنگ و هنر.

1392         "نهضت اعتلای موسیقی ملی و هنرهای زیبای کشور"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، بهار، 59: 175-183.

طباطبایی جواد

1395         تاملی درباره ی ایران، جلد نخست: دیباچه ای بر نطریه ی انحطاط ایران، تهران: انتشارات مینوی خرد.

1395         تاملی درباره ی ایران، جلد دوم: نظریه ی حکومت قانون در ایران، بخش نخست: مکتب تبریز و مبانی تجددخواهی، تهران: انتشارات مینوی خرد.

1392        تاملی درباره ی ایران، جلد دوم: نظریه ی حکومت قانون در ایران، بخش دوم: مبانی نظریه ی مشروطه خواهی، تهران: انتشارات مینوی خرد.

علم امیر اسداله

1394         یادداشت های علم، ویراستار: علینقی عالیخانی، تهران: انتشارات معین.

فاطمی ساسان

1392         پیدایش موسیقی مردم پسند در ایران، تاملی بر مفاهیم کلاسیک، مردمی، مردم پسند. تهران: موسسه ی فرهنگی-هنری ماهور.

1393         جشن و موسیقی در فرهنگ های شهری ایرانی، تهران: موسسه ی فرهنگی-هنری ماهور.

1384         "تاملی بر ضرورت نوآوری در موسیقی ایرانی"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 30: 189-201.

1385         "چگونه به رکود رسیدیم، چگونه از رکود خارج شویم؟"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 221-232 :34.

1389         "جایگاه موسیقیدانان درباری در دوره ی قاجار"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 50: 111-141.

1392        "یک زندگی، یک تاریخ، پای صحبت استاد مصطفی کمال پورتراب"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، پاییز، 166-129 :61.

1395         "سیر نفوذ موسیقی غربی در ایران در عصر قاجار"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، تابستان، 72: 79-101.

فرهت هرمز

1394         دستگاه در موسیقی ایرانی،ترجمه ی مهدی پورمحمد. تهران: انتشارات پارت.

فنائیان تاجبخش

1386         هنر نمایش در ایران [ تا سال 1357 ]. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

فیاض محمدرضا

1394         تا بردمیدن گلها، مطالعه ی جامعه شناختی موسیقی در ایران از سپیده دم تجدد تا 1334. تهران: انتشارات سوره ی مهر.

1387         "نقادی مفهوم نقد موسیقی در ایران"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 42: 181-191.

1388         "نقادی مفهوم نقد موسیقی در ایران"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، بهار، 43: 197-210.

کلانتری سارا

1383         "روند سنت گرایی در موسیقی ایران"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، زمستان، 26:133-155.

1385         "تحولات موسیقی ایران در عصر مشروطه"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، تابستان، 32: 25-47.

کوهستانی نژاد مسعود

1384         موسیقی در عصر مشروطه: پژوهشی در هنر عصر مشروطیت، گردآوری، تدوین و مقدمه از کوهستانی نژاد. تهران: نشر مهرنامک.

کیانی مجید

1393           "ویژگی های آموزش موسیقی ایرانی از قدیم تا امروز"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، تابستان، 64: 213-224.

مسیب زاده، عین الله

1393         احیای سنت ها با رویکردی نو، تاریخچه ی مرکز خفظ و اشاعه ی موسیقی ایرانی. تهران: انتشارات سوره ی مهر.

میثمی حسین

1383         "ایران و موسیقی مدرن"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، پاییز، 25: 27-35.

1387         "میرزا عبدالله فراهانی و تدوین موسیقی کلاسیک ایرانی"، فصلنامه ی موسیقی ماهور، پاییز، 41: 59-72.

لوییزن جین

1388         "گل های آواز و موسیقی ایرانی: داوود پیرنیا و آغاز برنامه ی گلها، ترجمه ی محمدرضا جعفری. فصلنامه ی موسیقی ماهور، تابستان، 44: 109-125.

مانفردینی وینچنستو

1385        "دفاعی از موسیقی جدید و نخبگان اهل عمل آن"، ترجمه ی هومان اسعدی، فصلنامه ی موسیقی ماهور، تابستان، 34: 163-170.

لطفی محمدرضا

1389           "جریان روشنفکری در میان موسیقی دانان ایران"، کتاب سال شیدا، بهار، دهمین و یازدهمین، 15-23.

لیوینگستن تامارای

1384           "جنبش های احیای موسیقی: به سوی یک نظریه ی کلی"، ترجمه ی ناتالی چوبینه، فصلنامه ی موسیقی ماهور، تابستان، 28: 93-115.

میرعلینقی علیرضا

1377           موسیقی نامه ی وزیری: مجموعه آثار قلمی و گفتاری استاد علینقی وزیری. تهران: انتشارات معین.

نتل برونو

1382            "تاثیر غرب بر موسیقی ملل"، ترجمه ی حمیدرضا ستار، فصلنامه ی موسیقی ماهور، بهار، 19: 33-49.

وزیری علینقی

1383         "نت نگاری، ابزاری برای حفظ یا تخریب موسیقی ای که به طور سنتی نت نگاری نمی شود"، ترجمه ی ساسان فاطمی، فصلنامه ی موسیقی ماهور، تابستان، 24: 175-178.

هاکوپیان زاون

1382         "گرایش به دورگه سازی"، ترجمه ی ساسان فاطمی، فصلنامه ی موسیقی ماهور، بهار، 23: 173-179.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

فرم ورود به سایت

قطعه ای در ابوعطا

معرفی استاد جواد جواهری

استاد جواد جواهری

متولد 1324 ،میانه ،فارغ التحصیل هنرستان موسیقی .معلم فرهیخته، خواننده و نوازنده ی چیره دست تار و سه تار .آواز را نزد اساتیدی چون  مرحوم بنان، قوامي و فاخته آموخت و تار را  نزد استاد بزرگ علی اکبر خان شهنازی فرا گرفت .

ایشان سالها با بزرگانی چون استاد مهرتاش و حنانه در رادیو و تلویزیون  همکاری داشته اند

مطلب کامل

 

معرفی

امیرحسین رحمتی شاعر و خواننده موسیقی اصیل ایرانی

مطلب کامل

توسعه و پشتیبانی فنی توسط شبکه ی سایبری پژواک